توصيه مطلب 
۰
 
Share/Save/Bookmark
تنها درخواست پیامبر مهربانی‌ها از مردم!/ چه کسی برای اولین‌بار پیامبر(ص) را 'رسول‌الله' خطاب‌کرد؟
شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۴۱
این درست مانند آن است که پزشکی زِبَر دست به بیماران خود بگوید: من در قبال کاری که برای شما انجام می دهم، معاینه ای که می کنم، نسخه ای كه می نویسم هیچ چیزی از شما نمی خواهم شما فقط به راهنمایی این آقا كه نسخه را برای شما شرح می‌دهد گوش داده و در انجام و رعایت آن کوشا باشید. من اجرم را از خدا می گیرم و فقط خواهان سلامتی شما هستم.
به گزارش عرش نیوز؛درباره اجر رسالت، دو موضوع را باید از هم جدا کرد: یکی اجر خواهی از خداوند و دیگری اجرخواهی از امت.

اجر خواهی رسالت از خداوند


یكی از آن دو موضوع، بحث اجر الهی است كه وجود مبارك پیغمبر صلی الله و علیه و آله، چون به مانند دیگران بنده خداست و نیازمند همیشگی به فیض الهی است؛ پس بی تردید از او اجر می‌ خواهد و آن را طلب می کند. [۱]

برخی اجرشان نجات از آتش جهنم است؛ برخی اجرشان ورود به بهشت است و برخی هم اجرشان لقای الهی است؛ هر کدام که باشد بالأخره موجودِ ممكن، اجر می طلبد.

برای همین است که امیرمۆمنان علیه السلام در تقسیم عبادت آن را گونه ای تقسیم می کند که هیچ عابدی بی اجر و پاداش نماند.

بر اساس تقسیم بندی آن حضرت، هر عابدی از عبادت خود هدفی دارد و اجر خاصی را طلب می کند که آن یا رهایی از آتش است (رَهْبَةً) و یا ورود به بهشت (رَغْبَةً) و یا برای بار یافتن به مقام لقای الهی است (شُكْراً) [۲] که آن هم درجاتی دارد.

بنابراین رسول خدا صلی الله و علیه و آله از آن جهت که بنده خداست و او را عبادت می کند و تبلیغ دین نیز خود، عبادتی والاست، از خداوند طلب اجر می کند؛ اجری هم که متناسب با مقام والای آن حضرت تصور می شود، نوع سوم عبادت و اجر؛ یعنی عبادت برای لقای الهی خواهد بود.
اجرخواهی آن حضرت از امت

درباره اجرخواهی آن حضرت از امت، آیات متعددی در قرآن کریم وجود دارد که می توان آنها را به سه دسته تقسیم کرد:

آیات گروه اول


آیاتی هستند که در آنها سخن از اجر نخواستن از مردم در مقابل تبلیغ وحی و اداء رسالت [۳] است؛ مانند آیه ۹۰ سوره انعام (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً: بگو در برابر رسالتم پاداشى از شما نمى‏خواهم).

آیات گروه دوم


آیاتی که نشان می دهد آن حضرت از مردم چیزی طلب می کند که آن یا مودت در قُرباست:

قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى(شوری/۲۳): بگو درباره رسالت خویش از شما مزدى نمى‏ خواهم جز آن كه نسبت به نزدیكانم مودّت داشته باشید.

و یا در پیش گرفتن راه خداست:

قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاء أَن یَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا (فرقان/۵۷): بگو از شما پاداشى نخواهم جز آنكه راه خداى خویش را پیش گیرید.

یعنی همان خدایی که فرمود پیامبر صلی الله و علیه و آله در برابر تبلیغ وحی الهی اجری از امت نمی خواهد؛ همان خدا بر اساس این آیات دو نوع اجر؛ برای آن حضرت مقرر می فرماید: یکی مودت نسبت به نزدیکان و دیگری اهل سیر و سلوک الهی بودن.

آیات گروه سوم


در این گروه، آیاتی قرار می گیرند که در واقع تفسیر کننده آیات پیشین و برطرف کننده تعارض ظاهری بین آنها هستند.

در آیه ۴۷ سوره سبأ می فرماید:

قُلْ مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ: بگو اجر رسالتی که من از شما درخواست می كنم، چیزی است که به نفع و سود شما است و نه من. اجری که به سود من باشد تنها و تنها پاداشی است که خدا به من خواهد داد.

این درست مانند آن است که پزشکی زِبَر دست به بیماران خود بگوید: من در قبال کاری که برای شما انجام می دهم، معاینه ای که می کنم، نسخه ای كه می نویسم هیچ چیزی از شما نمی خواهم شما فقط به راهنمایی این آقا كه نسخه را برای شما شرح می‌دهد گوش داده و در انجام و رعایت آن کوشا باشید. من اجرم را از خدا می گیرم و فقط خواهان سلامتی شما هستم.

واضح است خدمتی که این پزشک دلسوز ارائه می دهد، خدمتی رایگان است و آن چیزی را هم که درخواست کرده است با اینکه درخواست اوست؛ ولی تمام سود آن برای کسی است که حرف او گوش دهد.

وحی الهی همان نسخه ای است كه دومی ندارد:

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُوْمِنِینَ (اسراء/۸۲): و قرآن را فروفرستیم كه براى مۆمنان، بهبود و بخشایش است.

با این توضیح که بخشی از دستورات این نسخه خیلی شفاف و روشن است (قُرْآنٌ مُبینٌ) [۴]؛ اما قسمت مهمّش توضیح دهنده و تبیین کننده می خواهد که فرمود:

بِالْبَیِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ (نحل/۴۴): و قرآن را بر تو فرود آوردیم تا آن را براى مردم شرح و تبیین نمایی.

و چون قرآن کتابی است که آموزه های آن و نیز بهره بردن از آن محدود به زمان حیات رسول الله صلی الله و علیه و آله نمی شود می بایست کسانی باشند تا بعد از او، این رسالت مهم را بر عهده گرفته و به شرح و تبیین آیات الهی برای مردم قیام کنند.

این انسان های ویژه همان اهل بیت وحی علیهم السلام هستند که با آیات غدیر و تطهیر و نیز روایات ثقلین و مانند آن به امت اسلامی شناسانده شدند.

پس اگر صحبت از مودت قُرباست در اصل، آدرس دهی به ایشان برای بهره بردن است؛ بهره ای که سود آن تمام و کمال از آن کسی است که به ایشان مراجعه کرده، سخن آنها را شنیده و به کار بسته است. چرا که اینها شارح قرآن، مفسّر و مبیّن آن و راهنمای مردم به سوی قرب الهی اند.

ایشان کسانی اند که خودشان عمل می كنند دیگران را هم به دنبال خودشان می برند تا سرچشمه نور و کمال.

امیرمۆمنان علیه السلام فرمود:

اى مردم، به خدا قسم شما را به طاعتى ترغیب نمى ‏نمایم جز اینكه خود، به عمل به آن از شما پیشى مى ‏گیرم و از گناهى باز نمى ‏دارم مگر اینكه قبل از شما از آن باز مى ‏ایستم‏.[۵]


عدم تناقض «امر به خمس» با نخواستن اجر از مردم


قرآن کریم، خمس را مال الله می داند. قرآن در عین حال كه اصل مالكیّت افراد بر اموالشان را محترم شده و فرموده است: لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ(نساء/۳۲): بشر هر چه كسب كرد برای خودش است، اما این رابطه مالی در نسبت افراد به یکدیگر است؛ یعنی در رابطه اجتماعی هر كس هر چه را که از راه حلال به دست آورد مال و ملک اوست؛ اما نسبت به خدا چنین مالکیتی معنا ندارد همه چیز مال خدا و در ملکیت اوست حتی خود انسان. و اگر مال و ملکیتی را برای انسان امضاء کرد نه از باب واگذاری؛ بلکه به شکل نمایندگی است که فرمود:

وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاكُمْ (نور/۳۳): و چیزى از مال خدا را كه به شما عطا كرده است به آنان بدهید.

وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِینَ فِیهِ (حدید/۷): و از اموالى كه خدا شما را در آن جانشین خود قرار داده انفاق كنید.

بنابراین در وجوه شرعیه ای كه به پیغمبر(صلی الله و علیه و آله) بر می گردد: انفال كه مال كسی نبود تا به عنوان اجر، حضرت آن را از مردم بگیرد.

مسئله خمس و امثال خمس از ابتدا مال کسی نبود هر چند با درآمد روزانه و ماهانه افراد آمیخته بود ولی از همان ابتدا مال الله بود و هست و افراد با جدا کردن و پرداخت آن در سر رسید سال خمسی در حقیقت مال الله را به خودش برمی گردانند و این هیچ ربطی به اجر رسالت و مانند آن ندارد.

چه کسی برای اولین بار پیامبر(ص) را «رسول‌الله» خطاب کرد


یکی از القاب و عناوینی که همواره مسلمانان از صدر تاریخ تا کنون برای پیامبر اکرم(ص) به کار می‌برند لقب «رسول‌الله» است، اما اینکه چه کسی برای نخستین مرتبه حضرت محمد (ص) را یا رسول الله خطاب کرد را در ادامه می‌خوانید:

بر اساس آنچه در روایات آمده، اولین بار جبرئیل امین حضرت محمد(ص) را «رسول الله» خطاب کرد، راوندی در کتاب «قصص الانبیاء» روایتی از علی بن ابراهیم بن هاشم که از راویان مورد اطمینان و مورد وثوق است، نقل کرده و علامه امینی نیز آن را در جلد هجدهم «بحارالانوار» آورده، این است که پیامبر گرامی اسلام در سن سی و هفت سالگی قبل از اینکه به پیامبری مبعوث شوند،‌ در خواب می‌دید که در حال چوپانی است و شخصی نزد او آمده و می‌گفت: «یا رسول الله»! حضرت از او پرسید: تو کیستی؟ گفت: من جبرئیل هستم! خدا مرا فرستاده تا تو را به عنوان رسولش قرار دهم! پیامبر این مسأله را کتمان می‌کرد و برای کسی بازگو نمی‌کرد. طبق این روایت جبرئیل برای اولین بار این خطاب را به کار برد.

بعد از مبعوث شدن حضرت محمد به نبوت، تمامی علاقه‌مندان به آن حضرت، از جمله امیرالمؤمنین(ع) آن حضرت را با کلماتی مانند یا رسول الله خطاب می‌کردند. اما بعضی از مسلمانان که قدر پیامبر اکرم(ص) را نمی‌دانستند و مؤدبانه ایشان را صدا نمی‌زدند. در کوچه‌ها راه می‌رفتند و انگار هم‌پایه خودشان را مورد خطاب قرار داده باشند یا محمد، یا محمد، می‌گفتند، پس خدای سبحان این بی‌احترامی را تاب نیاورد و فرمود: صدا کردن پیامبر را در میان خود، مانند صدا کردن یکدیگر قرار ندهید؛ «لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضا». (آیه ۶۳ سوره مبارکه نور)

قرآن مجید در آیات ۶۲ و ۶۳ سوره مبارکه «نور» از مسلمانان خواسته تا در موقعی که می‌خواهند پیامبر(ص) را مورد خطاب قرار دهند، رعایت احترام شأن و مقام والای ایشان را بنمایند، بعد از نزول این آیه همه مسلمانان موظف شدند تا حضرت را با احترام یاد کنند و زیباترین اسم برای آن حضرت «رسول الله» بود، به طوری که حضرت زهرا دختر گرامی آن حضرت نیز با این اسم پدر بزرگوار خود را صدا می زد. اما پیامبر(ص) به او فرمود: من دوست دارم با کلمه «پدر» (اب) مرا صدا کنی!

پی نوشت ها:
[۱] به اصطلاح علمی: موجود ممكن، فقیربالذّات است و فقیر بالذّات نیازمند به اجر الهی است.
[۲] إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَار. نهج البلاغه، حکمت ۲۳۷.
[۳] مجمع البیان ۴/۵۱۴
[۴] یس/۶۹
[۵] نهج البلاغه ، خطبه ۱۷۵
منبع: تبیان و فارس
کد مطلب: 370124
 
 


پربازدیدترین