توصيه مطلب 
۰
 
Share/Save/Bookmark
از اختلافات استاد پرورش با «موسوی» تا پیش‌بینی آینده «کروبی»/عکس
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۳۳
دبیرکل حزب موتلفه اسلامی از خاطرات ویژه استاد پرورش در دوران حضور ایشان در کابینه و ویژگی‌های شخصیتی مرحوم پرورش، نکات بسیاری را مطرح کرد.
به گزارش عرش نیوز؛محمدنبی حبیبی از اعضای قدیمی هیأت مؤتلفه اسلامی و از سال 1383 دبیرکل این حزب است. اولین آشنایی حبیبی  با تفکرات مرحوم استاد پرورش آنگونه که خود می گوید  به سال‌های 56 و 57 بر می‌گردد. زمانی که مرحوم پرورش در نقاط مختلف تهران سخنرانی می‌کردند و به واسطه مواضعی که اتخاذ می‌کردند حبیبی نسبت به آن مرحوم شناخت پیدا می‌کند.
از دوره آشنایی خود با مرحوم پرورش بگویید:

حبیبی: با توجه به این که مرحوم استاد پرورش هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب به عنوان یک شخصیت ملی مطرح بودند، بنابراین شهرت ایشان فقط در جغرافیای اصفهان محدود نمی‌شد.

نخستین آشنایی من با تفکرات مرحوم استاد پرورش مربوط به سال های 56 و57 می شود، یعنی اوج تظاهرات مردمی، که منجر به پیروزی انقلاب در بهمن سال 1357 شد.

ایشان در نقاط مختلف تهران از جمله مسجد قبا سخنرانی‌هایی داشتند که آن زمان مرحوم شهید مفتح امام جماعت آن مسجد بودند.

"آشنایی من با استاد پرورش به واسطه سخنان کوبنده ایشان بود"

چه چیز سبب شد که علاقه شما به استاد پرورش افزایش یابد؟

حبیبی: من در  مجلس سخنرانی‌های ایشان به خصوص در مسجد قبا آشنایی‌هایی با ایشان پیدا کردم، البته ایشان زمانی که نماینده مجلس خبرگان شدند و بعد از آن  که نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی شدند، سخنرانی‌هایی که در این  2  مجلس داشتند و مواضعی که اتخاذ می‌کردند، رسانه‌ای می‌شد و من هم در واقع نخستین آشنایی‌هایم در همین سخنرانی‌های ایشان و موضع گیری‌های ایشان قبل و اوائل انقلاب اسلامی بود.

بدون شک با توجه به حضور شما و استاد پرورش در دوره‌های مختلف انقلاب اسلامی، ارتباط بسیاری بین شما وجود داشت. از نخستین خاطر خود با استاد پرورش بگویید. این خاطره به چه زمانی باز می‌گردد.

حبیبی: اولین خاطره مربوط می‌شود به زمانی که استاد پرورش وزیر آموزش و پرورش بودند، در آن زمان من هم استاندار خراسان بودم. همایشی با شرکت مدیران کل آموزش و پرورش استان‌های کشور در مشهد برگزار شد که به دعوت مرحوم استاد پرورش، در بخشی از این همایش شرکت کردم.

"استاد پرورش به خاطر توبیخ مدیر زیردست خود از وی عذرخواهی کرد"

طبیعی است که وقتی همایش مدیران کل استان‌های آموزش و پرورش تشکیل می‌شود، غالب بحث‌ها حول وحوش مسائل اداری و آموزشی است. در یک مقطعی از این اجلاس که در دارالزهد حرم مطهر تشکیل شده بود، مرحوم استاد پرورش تقریبا بدون مقدمه قبلی و بدون ارتباط موضوع با مطالبی که می‌گذشت، یکی از مدیران کل را با اسم صدا کردند، یکی از استان ها را اشاره هم کردند. و گفتند که آقای فلانی من از آن مذاکرات تلفنی که چند روز پیش با شما انجام دادم و شما را در واقع توبیخ کردم در حضور این جمع عذرخواهی می‌کنم.

هیچکس از آن جمع جز خود آن مدیر کل و جز خود استاد پرورش نمی‌دانستند که اصلا چنین مذاکره تلفنی‌ای بوده است. طبیعتا همه سئوال برایشان پیش آمده بود که چه مذاکره‌ای بوده و خود مرحوم استاد پرورش باز در جمع توضیح دادند و گفتند مدتی پیش گزارشی از برخی عملکردهای این آقا که مدیرکل آموزش وپرورش فلان استان هست به من رسید و چون منبعی که این گزارش را به من داده بود مورد وثوق من بود من بدون این که یک بررسی مجدد بکنم، این گزارش را به عنوان یک گزارش قطعی تلقی کردم و بنابراین بدون تحقیق شخصی گفتم تلفن این آقای مدیرکل را گرفتند و خیلی به ایشان تندی و توهین کردم، چرا که فکر می‌کردم آن گزارشی که علیه ایشان به من داده‌اند درست است.

بعد از مدت کوتاهی متوجه شدم گرچه آن فرد گزارش دهنده مورد وثوق بود، اما به او هم اطلاعات نادرستی رسیده بود. بنابراین من خودم را مقصردانستم و به جای این که با این آقای مدیر کل خصوصی تلفن بکنم و آن مذاکرات خصوصی را عذرخواهی کنم تصمیم گرفتم که در این جمع عذرخواهی بکنم تا خودم را تنبیه کرده باشم تا یادم باشد که بعد از این تحقیق نکرده به کسی تندی نکنم. و این در حالی است که ایشان البته در کسوت وزارت آموزش و پرورش بودند.

"اختلاف نظرهای بنیادی مرحوم پرورش با مبانی تفکر میرحسین موسوی"

آیا خاطره دیگری از این سفر به یاد دارید؟

حبیبی: در مسافرتی که مرحوم استاد پرورش به عنوان وزیر آموزش وپرورش به استان خراسان داشتند، بنده هم به شکلی میزبان ایشان بودم و در این مسافرت ایشان به من گفتند که آقای حبیبی شما از این همجواری حضرت رضا علیه السلام باید نهایت استفاده را بکنید.

بنده به ایشان عرض کردم که حالا در موازین ما این است که ما اگر همجوار حضرت رضا علیه السلام هم نباشیم، از راه دور هم می‌توانیم عرض ارادت بکنیم، توسل بجوییم و این قبیل ارتباطات را برقرارداشته باشیم و منظورم این بود که شما هم اگر دور هستید، از این توفیق محروم نیستید.

آقای پرورش فرمودند که این حرف درست است اما من یک مثال می‌زنم؛ شما یک پدر و فرزند را در نظر بگیرید و این فرزند زمانی که پدرش مسافرت بوده، دور است و از او رابطه فرزندی و پدری همچنان برقرار است. اما یک موقع هست که دست این فرزند در دست پدر است و این 2 باهم خیلی فرق می‌کند، بنابراین کسانی که همجوار حضرت رضا علیه السلام هستند در واقع مصداق آن فرزندی هستند که دستش در دست پدر است.

ایشان اصولا در این موارد یعنی تشرف به آستان مقدس حضرات معصومین ودعا ونیایش، یکی از شخصیت های سرآمد ما بودند و به همین دلیل این توصیه را به من می کردند.

در همان زمانی که ایشان در کابینه آقای میر حسین موسوی وزیر آموزش و پرورش بودند، یک اختلاف نظرهای بنیادی با مبانی تفکر آقای میرحسین موسوی هم در مسائل اقتصادی و هم در یک سری از مسائل غیر اقتصادی و جمعی داشتند. 

"تقسیم بندی چپ و راست، وارداتی است"

این اختلافات از سوی علی‌اکبر ولایتی هم مطرح شده بود، در صورت امکان در این زمینه بیشتر توضیح بفرمایید.

حبیبی: مرحوم استاد پرورش، مرحوم استاد عسگر اولادی، جناب آقای ناطق نوری و به نظرم آقای دکتر ولایتی در هر صورت یک گروه بودند که برخی اختلافات تقریبا و بعضا مبنایی با تفکرات نخست وزیر وقت داشتند. آقای پرورش در این اختلاف استدلال می‌کردند که به چه دلیل با نوع اقتصاد دولتی که در آن دولت حاکم بود، مخالفند یا در برخی از مواقع که در مبانی عقیدتی اختلاف داشتند به همین ترتیب و ایشان در این مخالفت خود،  واقعا مستدَلّا دائما استوار بودند و البته آن زمانی هم که به نظرم در دوره سوم مجلس بود که مرحوم استاد پرورش به نظرم نماینده مردم اصفهان بودند در مجلس آن زمان یک تقسیم بندی شهرت پیدا کرده بود. البته بنده معتقد هستم که آن تقسیم بندی‌ها از اصل نادرست است و اشتباه است که گروه‌های سیاسی را به چپ و راست تقسیم کردند.

بنده این تقسیم‌بندی را از ابتدا هم قبول نداشتم و حال هم قبول ندارم زیرا معتقدم که این یک تقسیم بندی وارداتی است. اصلا اصطلاح چپ و راست در گروه‌بندی‌های سیاسی ایران به آن شکلی که در اروپا این لغات شکل گرفت و ماهیت پیدا کرد، وجود خارجی ندارد. اما در هر صورت این اصطلاح دیگر شایع شده بود که گروهی چپ هستند گروهی راست هستند.

مرحوم استاد پرورش در این تقسیمی که به غلط دیگران ایجاد کرده بودند، جزو گروه راست حساب می‌شدند اما با وجودی که در مجلس سوم غلبه کامل با گروه‌های به اصطلاح چپ بود، مرحوم استاد پرورش ذره‌ای از موضع گیری خود علیه تفکرات چپ کوتاه نمی‌آمدند.

"پیش‌بینی استاد پرورش از آینده کروبی"

استاد پرورش در مجلس سوم هم اختلاف‌نظرهایی با برخی چهره‌ها داشت. در این باره توضیح بفرمایید.

حبیبی: من یادم است یک موقع آقای کروبی رئیس مجلس سوم هم بود و استاد پرورش یک سخنرانی داغ در مجلس داشتند. خطاب به آقای کروبی می‌گفتند "رفیق من، سرور من و این 2 تا کلمه را من یادم است که خطاب به رئیس مجلس می‌گفتند. این توهین‌هایی که دارد به پایبندان به انقلاب، به ارزش مداران انقلاب با اتهام راست و اینها می‌شود شما بدانید که یک روزی گریبان خود شما را هم خواهد گرفت. شما به عنوان رئیس مجلس نباید اجازه بدهید که این طوری با آبروی مردم در مجلس شورای اسلامی بازی بشود.

"عده قابل توجهی از این مدیران نماز شب خوان شدند"

ویژگی شاخص استاد پرورش از نگاه شما چیست؟

حبیبی: مرحوم استاد پرورش در موضع گیری به هیچ وجه با کسی تعارف نداشتند و باید گفت که جریان آب در مجلس سوم به یک جهت بود مرحوم استاد پرورش و چند نفردیگر درست خلاف این جریان. به دلیل این که حق را شناکردن در مقابل این جریان می‌دانستند و باید بگویم انصافا به بهترین وجهی موضع گیری می‌کردند.

در سال‌های 68 تا 73 که من قائم مقام رئیس بنیاد مستضعفان وجانبازان بودم، با آشنایی که با تفکرات و اندوخته‌های کم نظیر علمی ایشان داشتیم، از ایشان در خواست کردیم بخشی از وقت خود را صرف آموزش در بخش جانبازان بنیاد، هم برای مدیران و هم برای جانبازان کنند.

انصافا وجود آقای پرورش در  بنیاد جانبازان برای این 2 مقوله آموزشی و عرفانی وتعالیم قرآنی هم یک اثر تعیین کننده درآن دسته از جانبازانی داشت که توفیق پیدا می‌کردند از درس‌های ایشان استفاده بکنند و هم در مدیران بنیاد.

یادم است که مرحوم استاد پرورش در همان سال‌های بین 68 تا 73 یک تفسیری از سوره مدّثر و مزّمل داشتند و به نظرم جلسه سوم چهارم بود که آن مسئول امور مدیران ما در بنیاد به من گفت که به علت اثری که درس مرحوم استاد پرورش روی این افراد داشته، البته خب آنها هم نمازخوان روزه بگیر بودند و مومن بودند اما یک عده‌ای نماز شب خوان نبودند، به علت تأثیری که درس های مرحوم استاد پرورش در تفسیر همین دو تا سوره مزمل و مدثر داشت به من یک گزارش موثق رسید که عده قابل توجهی از این مدیران نماز شب خوان شده‌اند.

"مرحوم عسگر اولادی، آقای پرورش را در همان زمان عارف سالک لقب می‌دادند"

بسیاری ویژگی بارز استاد را ارتباط ویژه با قرآن می‌دانند. در این باره خاطره‌ای از ایشان دارید؟

حبیبی: به علت توصیه‌هایی که مرحوم استاد پرورش با استنادات قرآنی به آنها داشتند، بعد از زمان مشخصی عضویت حزب موتلفه اسلامی را پذیرفته بودند، البته ایشان از اعضای اولیه حزب جمهوری اسلامی بودند اما بعد از این که حزب جمهوری فعالیتش خیلی خیلی کاهش پیدا کرد، در واقع رو به تعطیلی رفت، سران موتلفه در یک ملاقاتی از حضرت امام خواستند که نظرشان را راجع به ادامه فعالیت موتلفه اسلامی اعلام بفرمایند، چون سران موتلفه بعد از تشکیل حزب جمهوری اسلامی، به نظرم با توصیه مرحوم شهید بهشتی یا با تصمیم خودشان، اصولا تشکیلات را در تشکیلات حزب جمهوری اسلامی به نوعی ادغام کرده بودند.

وقتی که سران موتلفه بعد از کاهش فعالیت‌‌های حزب جمهوری اسلامی، این استعلام را از حضرت امام، کرده بودند. امام فرموده بودند که شما مثل گذشته به فعالیت‌تان ادامه بدهید. به نظرم در همین مقطع بود که مرحوم استاد پرورش عضویت شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی را پذیرفتند.

البته نحوه عضو شدن شورای مرکزی این طوری است که اگر کسی از او خواسته ‌می‌شود، مایل به نامزدی باشد، نامزد می‌شود و در کنگره حزب اگر رأی آورد، عضو شورای مرکزی می شود.

به هر حال مرحوم استاد پرورش با اصراری که سران موتلفه داشتند، نامزدی حزب موتلفه را برای شورای مرکزی پذیرفتند و با رای بسیار بالایی به نظرم بعد از مرحوم استاد عسگر اولادی در کنگره رای آوردند. 

ایشان بعد از عضویت در شورای مرکزی بنا به تقاضای مرحوم استاد عسگر اولادی قائم مقامی دبیرکل را پذیرفتند و به نظرم 8 تا 9 سال که ایشان هم عضو شورای مرکزی بودند، در کنگره‌های مختلف این قائم مقامی مرحوم استاد عسگر اولادی را همچنان ادامه می‌دادند.

آن وقت یک تقاضایی از مرحوم استاد پرورش شده بود که ایشان پذیرفته بودند، یعنی در موتلفه اسلامی بعد از اینکه در شروع جلسه یک آیاتی از قرآن مجید تلاوت می‌شود، یکی از افراد وارد یک تفسیر مختصر می‌شود و بعد مطالب معمولی مطرح می‌شود.

مرحوم استاد پرورش در تمام مدتی که یا قائم مقام دبیر کل بودند، یا عضو شورای مرکزی بودند، آن کار تفسیری را بنا به تقاضای مرحوم استاد عسگر اولادی در ابتدای جلسات شورای مرکزی به عهده گرفته بودند و انصافا ابعاد مختلف آیات قرآنی مطرح می کردند به خصوص آن جاهایی که لازم بود از بُعد عرفانی آیه ای یا آیاتی مطالبی مطرح بشود انصافا استادانه این مطالب را مطرح می‌کردند.

علاقه‌مندی اعضای شورای مرکزی به این بخش از وقت شورای مرکزی شاید بیشتر از علاقه آنها به بخش‌های دیگر بود و این به دلیل استفاده‌ای بود که از تفسیر مرحوم استاد پرورش به عمل می‌آمد.

بارها این را خودم شنیدم که مرحوم استاد عسگر اولادی، آقای پرورش را در همان زمان عارف سالک لقب می‌دادند و هم در حضور ایشان این 2 کلمه را می‌گفتند هم در غیاب ایشان به خصوص در غیاب ایشان چون بدون محذور می‌توانستند از استاد پرورش تعریف بکنند لغاتی در همین ردیف به عنوان صفت های بارز مرحوم استاد پرورش را مرحوم عسگر اولادی به کار می گرفتند.

"ماجرای اختلاف مرحوم عسگر اولادی و مرحوم استاد پرورش"

از تفسیر قرآن استاد پرورش خاطره‌ای به یاد دارید؟

حبیبی: زمانی که مرحوم پرورش تفسیر می‌گفتند، انصافا در مواقعی اشک در چشمان بسیاری از اعضای شورای مرکزی به خصوص زمانی که به ابعاد عرفانی آیات می‌پرداختند، حلقه می‌زد.

مرحوم استاد پرورش یک اختلاف با مرحوم استاد عسگر اولادی داشتند و استاد پرورش در جلساتی که حضور داشتم، به آقای عسگر اولادی می‌گفتند که موتلفه فرزند شماست اما مرحوم استاد عسگر اولادی با قاطعیت می گفتند نه من فرزند موتلفه هستم.

برخی از مواقع هم بین استاد پرورش و استاد عسگر اولادی که ان شاء الله خداوند روح هر دوی آنها را با پیامبر گرامی اسلام محشور بکند، سر این موضوع که چه کسی فرزند است و چه کسی پدر، اختلاف وجود داشت اما مرحوم استاد پرورش ضمن این که این خصوصیات را برای تفسیر قرآن داشتند، وقتی وارد مسائل عرفانی می‌شدند باعث گریه خیلی از افراد را می شدند.

"بذله‌گویی مرحوم پرورش"

جالب است که این معنویت تأثیری در ارتباط ایشان با اطرافیان نداشت ، درست است؟

حبیبی: بله. مرحوم پرورش یک شخصیت کاملا خوش مشرب بودند پ، یعنی بذله گویی هم جزو صفات بارز ایشان بود. من یادم است که در همان زمانی که به عنوان قائم مقام رئیس بنیاد از ایشان دعوت کرده بودم که در آن جلسات درسی مدیران وجانبازان افاضه بفرمایند، برخی از جلسات صبح زود تشکیل می‌شد و چند نفر هم بیشتر نبودیم.

یادم می‌آید که ایشان یکی دو بار دیر آمدن و مثلا یک 15 تا 20 دقیقه تاخیر داشتندو خودشان هم مستحضر بودند که من راجع به این که جلسات سر موقع تشکیل شود، بنابراین حساسیت داشتم و می‌آمدند.

یادم می‌آید در مواقع تأخیر دم در اتاق جلسه می‌ایستادند و می‌گفتند که آقای حبیبی من دیر آمدم و اگر صبحانه به من ندهید، ازعدل شماست اگر هم صبحانه بدهید که از فضل شماست. حالا هر کدام که خودتان میل دارید انتخاب کنید.

مرحوم استاد پرورش از این گونه بذلهگویی‌ها فراوان داشتند و خاطرات کسانی که با ایشان محشور بودند به همین دلیل یک خاطرات ماندنی وجاودان به حساب می‌آمد. 

من این مطلب را از خود مرحوم استاد پرورش نقل می‌کنم و شاید در یک جلسه دو نفری هم بود که فرمودند خب یک اختلافی بین مرحوم استاد پرورش بود با یکی از علمای اصفهان که ایشان هم حالا چند سال پیش از دنیا رفتند و ما برای ایشان هم طلب مغفرت می‌کنیم.

در هر صورت یک اختلاف شدیدی بین مرحوم استاد پرورش و آن عالمی که از اصفهان اشاره کردم، وجود داشت و حتی یک بار آقای پرورش فرمودند که آیت‌الله منتظری که آن زمان قائم مقام رهبری بودند و یک مسئولیت مشخص داشتند بنا، به نظر مجلس خبرگان گفتند یک جلسه گذاشتند که وساطت کنند بین من وآن عالمی که از اصفهان اختلاف شدید با او داشتیم. من به آقای منتظری گفتم شما به هر حال قائم مقام رهبری هستید، عالم هستید و مبارز قبل از انقلاب هستید و همه این‌ها را من می‌دانم اما شما اگر به من بفرمایید که من دست این آقا را ببوسم، همین الان جلوی شما این کار را می‌کنم و حتی بگویید پایش را ببوسم، می ‌بوسم اما اگر به من تکلیف کنید که به ایشان ارادت پیدا کنم، چنین کاری واقعا از من ساخته نیست که ارادت پیدا بکنم. اما چون شما امر می‌کنید من حاضر به دست بوسی حتی پابوسی ایشان هستم.

"استاد پرورش قطعا یک الگوی بارز هستند"

از دوران بیماری مرحوم پرورش بگویید. به نظر شما از این دوران چه درس‌هایی می‌توان گرفت؟

حبیبی: این شخصیت بزرگوار از چند سال پیش مبتلا به چند نوع بیماری شدند که صبر جمیل مرحوم استاد پرورش در این دوره طولانی سخت بیماری یک نوع آموزش برای تمام کسانی که شاگردان ایشان حساب می‌شدند، بود که اگر کسی به بیماری مبتلا شد، نحوه تحمل وصبرش چگونه باید باشد.

از این نظر استاد پرورش قطعا یک الگوی بارز هستند و در همه مقاطع مختلف زندگی‌شان به خصوص در این دوره‌ای که چند سال بیماری‌های مختلف رنج‌آوری را ایشان مبتلا بودند. لازم می‌بینم این جا از تک تک اعضای خانواده مرحوم استاد پرورش به خصوص همسر محترم ایشان که انصافا در دوره زندگی مرحوم استاد پرورش رفیق و همراه ایشان بودند و در این دوره بیماری به خصوص یک ارزشمندی جدیدی را از خودشان در پرستاری دلسوزانه از مرحوم استاد پرورش نشان دادند، تشکر کنم. البته همه اعضای خانواده به شایسته ترین وجه در این دوره سخت بیماری مرحوم استاد پرورش وظیفه شان را انجام دادند.

"وقتی مرحوم عسگر اولادی دست استاد پرورش را بوسید"

در این دوران شما هم چندین بار به عیادت استاد پرورش می‌رفتید؟

حبیبی: البته. من همیشه به عیادت ایشان می‌رفتم و در برخی از موارد چون سعی می‌کردم هر چند وقت یک بار از تهران برای عیادت آقای پرورش بروم یا این که بعضی اوقات که چند کار همزمان می‌شد، به اصفهان که می‌رفتم، حتما مقید بودم که به عیادت ایشان در منزلشان توفیق پیدا کنم.

یک بار از این عیادت‌ها به اتفاق مرحوم استاد عسگر اولادی صورت گرفت که به منزل مرحوم پرورش رفتیم. این دو کلمه را در ورود به اتاق محل بستری شدن آقای پرورش، مرحوم استاد عسگر اولادی به کار گرفتند که "یا سیدی و مولای " بعد وقتی که کنار تخت مرحوم استاد پرورش رفتند، من با چشم خودم دیدم که مرحوم استاد عسگر اولادی خم شدند دست مرحوم استاد پرورش را بوسیدند و اشک‌شان هم پنهانی دیدم که جاری شده بود که سبب شکسته شدن روحیه بزرگ مرحوم استاد پرورش نشود و در هر صورت این کلمه سیدی و مولای و دست بوسی استاد مرحوم عسگر اولادی را در عیادتی که مشترکا از مرحوم استاد پرورش داشتیم، شاهد بودم.

"ارادتی که ریشه اعتقادی داشت"

به نظر من این ارادت مرحوم استاد عسگر اولادی به مرحوم استاد پرورش واقعا یک ریشه عمیق اعتقادی داشت، یعنی فقط عاطفی نبود بلکه این عاطفه‌هایی که ابراز می شد در این ملاقات‌ها یا در قبل از دوره مریضی ایشان، آن اظهار ارادت‌هایی که در جلسات مختلف صریحا از طرف مرحوم استاد عسگر اولادی نسبت به مرحوم استاد پرورش ابراز می‌شد، باید گفت که یک ریشه عقیدتی کامل داشت و احساس می‌کردم مرحوم استاد عسگر اولادی خودشان را موظف می‌دانستند که با تمام وجود به مرحوم استاد پرورش ادای احترام وارادت کنند.

"رابطه استاد پرورش با حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری"

درباره رابطه استاد پرورش با حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری چه خاطره‌ای به یاد دارید؟

حبیبی: باید بگویم 2 شخصیت بسیار بزرگواری که از دست موتلفه رفتند، پیش‌بینی نمی‌کنم که غیر از حال حاضر که جایگزینی برای این 2 بزرگوار نداریم، در آینده هم ما موفق به داشتن جایگزین برای این دو بزرگوار بشویم و امیدوار هستم که مرحوم استاد پرورش با جدّ بزرگوارشان پیامبر گرامی اسلام محشور بشوند.

استاد مرحوم عسگر اولادی هم با پیامبر گرامی اسلام محشور بشوند و این‌ها با شواهدی که ما داریم، ان شاءالله در بهشت برین همنشین معصومین علیهم السلام خواهند بود.

[رابطه استاد پرورش با حضرت امام وآقا] واقعا مرید و مرادی بود. زمانی که مرحوم استاد پرورش اظهار ارادت کامل به مقام معظم رهبری می‌کردند، در دوره ریاست جمهوری مقام معظم رهبری بود و قبل از دوره رهبری ایشان اما احترام و ارادتی که در مقابل مقام معظم رهبری که در دوره ریاست جمهوری با هم ارتباط داشتند، ابراز می‌کردند، ناشی از خلوص ایشان در این رابطه بود.

مطالبی که در آن ملاقاتی که از تلویزیون هم پخش شد و ارتباطی که مقام معظم رهبری با مرحوم استاد پرورش داشتند، گویای همین مسائل است. 

مرحوم استاد پرورش نسبت به حضرت امام هم به عنوان یک مقلد به عنوان یک مرید به عنوان یک مطیع ارتباط برقرار می‌کردند و ایشان در تولی به ولایت فقیه یک شخصیت ممتاز درجه یک به حساب می‌آمدند، بنابراین باید گفت که استاد پرورش در اطاعت بی‌چون و چرا از اوامر ولی فقیه نه این که ذره‌ای تردید به خودشان راه نمی‌دادند، اطاعت را جزو واجبات دینی می‌دانستند. 

"خاطرات فراموش نشدنی جانبازان با مرحوم پرورش"

از رابطه استاد پرورش با جانبازان بگویید.

حبیبی:  استاد هم در دوره وزارت شان و هم در غیر وزارت شان یک اظهار علاقه‌مندی فراوانی  به هم رزمندگان داشتند و هم در دوره‌ای که به خصوص من قائم مقام رئیس بنیاد بودم و توفیق داشتم که در محضر ایشان ارتباط ایشان با جانبازان را برقرار کنم، شاهد بودم که استاد پرورش در ارتباط با این ایثارگرانی که به برای شهادت به جبهه رفته بودند اما حالا مجروح شده و برگشته بودند، با تمام وجود ابراز ارادت می‌کردند.

بنده توفیق داشتم در محضر مرحوم استاد پرورش یکی 2 مسافرت هم به مکه داشته باشیم، به عنوان حج تمتع که آن زمان چند بار ترتیبی داده شده بود که تسهیلاتی برای تشرف به خصوص جانبازان با مجروحیت بالای 70 درصد را به مکه مکرمه و مدینه منوره فراهم کنیم.

مرحوم استاد پرورش در این سفرها به تقاضای ما، ضمن این که حج تمتع را به جای می‌آورند در جلساتی که به طور کامل با جانبازان بودند، فضایی از عرفان و عاطفه و علم و تفسیر قرآن را ایجاد می‌کردند که انصافا جانبازانی که در این مسافرت‌ها از نزدیک از سخنرانی‌های مرحوم استاد پرورش بهره‌مند می‌شدند جزو خاطرات فراموش نشدنی آنها حساب می‌شود.

"مبارزین قبل از نقلاب اصفهان اکثرا شاگرد استاد پرورش بودند"

مرحوم استاد پرورش به نظر بنده یک عالم قرآنی به معنای واقعی کلمه بودند و تسلط ایشان بر ابعاد مختلف تفسیری کاملا مشهود بود، بنابراین ما در جلسات موتلفه اسلامی سال‌های سال در ابتدای جلسه از تفسیر ایشان برخوردار می‌شدیم.

ایشان تسلط ویژه‌ای بر ادبیات به خصوص شعر فارسی داشتند که در تفاسیر قرآنی یا بیان توضیح راجع به روایات در بسیاری از مواقع از اشعاری مرتبط با آن موضوعات تفسیری و علمی استفاده می‌کردند و انصافا نمک تفسیر قرآن ایشان هم استفاده از ادبیات فارسی و اشعار گوناگونی بود که با آن موضوع تفسیری مرتبط بود. مرحوم استاد پرورش معلم اثر گزاری بودند برای عده بسیار زیادی از کسانی که قبل از انقلاب انقلابی در اصفهان بودند و بعد از انقلاب هم بحمدالله عده زیادی از آنها پای انقلاب محکم ایستادند و سِمت‌هایی را هم در انقلاب گرفتند یا به آنها داده شد و در این سمت‌ها انصافا افراد کار آمد و سرآمدی بودند.

بنابراین می‌شود گفت که مبارزان قبل از انقلاب اصفهان اکثرا به یک نوعی با مرحوم استاد پرورش به عنوان این که ایشان معلم باشند وآنها شاگرد باشند در ارتباط بودند و  بعد از انقلاب هم تمام زندگی سیاسی اداری و شخصی و خانوادگی مرحوم استاد پرورش به عنوان یک معلم الگو باید تلقی شود و بحمدالله ما در موتلفه اسلامی به دلیل حضور مستمر ایشان در جلسات شورای مرکزی برخوردار بودیم، از این تعلیماتی که ایشان با توفیقات الهی می‌توانستند به شاگردانشان بدهند.

منبع:تسنیم

کد مطلب: 349416